خرید بک لینک
هر بار در مواجهه با شنیدن مرگ متعجب میشم.یه آدمی رو فرض کن تا دیشب بوده، الان هم لباساش هست، وسیلههاش هست، کارهایی که باید انجام بده هنوز هستن، خانوادهش هست، همه چیز مرتبط به اون آدم هست، اما یهو دیگه خودش نیست.خودش چی میشه؟ یعنی چی که دیگه نیست... + جمعه یازدهم تیر ۱۴۰۰| 22:46|مریم| |

برچسب: نویسنده: بردیا نوروزی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:46

دوست داشتنِ آدمها را بلدَم،نخواستنِشان را بیشتر.توجه را میدانم،بیتفاوتی را بهتر.اما برای من،خاطرهها، بودن هاانتخاب دوست،  حُرمت دارند عزیزماگر این دیوارهافاصله هاگوشی هاپیام ها... بیجان نبودندیقهات را میگرفتند ومیگفتند؛"کجاست مهربانیاتکه به خیالِمان تمام نشُدنی بود؟ ... + یکشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۰| 15:51|مریم| |

برچسب: نویسنده: بردیا نوروزی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:46

دلسردی حس خوبی نیست.فرق داره، آدم دلسرد مثل آدم غمگین نیست. نمیشه یه چایی بریزی بدی دستش، یه پتو بکشی دورش، بشونیش کنار خودت و ازش بپرسی چی شده؟ دلسردی با حرف خوب نمیشه. دل سرد مثل یه لیوان چایی از دهن افتاده ست. دستت بهش نمیره. تازه آخرش، دل رو که نمیشه خالی کرد پای گلدون. سر لیوان دلت، که نمیتونی آبجوش بریزی. آدم دلسرد زمان میخواد. تا کم کم اون جهنمی که تو دلش یخ زده، یخش وا بره. بعد از اون... راستش بعد از اون نمیدونم چی میشه!... + شنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۰| 18:45|مریم| |

برچسب: نویسنده: بردیا نوروزی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:46

صفحه بندی